شمارهٔ ۷۹ - وله ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چگونه در چمن خوشدلی کنم پرواز
که مرغ عیش مرا روزگار پر ببرید
دو شاخ هر دو ز یک اصل رسته بر یکجای
بتیغ قهر اجل مان ز یکدیگر ببرید
بنوجوانی ببرسید شاخ عمرش مرگ
اگرچه رسم نبودست شاخ تر ببرید
اگرچه منزل ما در سفر برابر بود
ولیک آنکه جوان بود زودتر ببرید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع جوانی و مرگ میپردازد. او از خوشحالی در زندگی و لذتهای آن سخن میگوید و اشاره میکند که زندگی ممکن است به یکباره به پایان برسد. شاعر به ارتباط بین جوانی و مرگ اشاره دارد و میگوید که جوانی و عمر هر دو به یک منبع وابستهاند و به رغم اینکه نمیخواستند، اما سرنوشت آنها را از یکدیگر جدا میکند. شاعر در نهایت میگوید که اگر چه منزلها در سفر برابرند، اما جوانی زودتر از بین میرود.