شمارهٔ ۳۴ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه باشد گر ز من یادت نیاید
که از دوری فراموشی فزاید
ز چشمت چشم پرسش هم ندارد
که از بیمار پرسش خود نیاید
مکن، بر جان من بخشایشی کن
بگو آخر که آن مسکین نشاید
سلامی از تو مرسومست ما را
پس از سالی مرا مرسوم باید
چرا بربستی از من راه پرسش؟
مگر کاری ترا زین می گشاید؟
بجان تو که اندر آرزویت
مرا یک روز سالی می نماید
بشب می آورم روزی بحیلت
که شب آبستنست تا خود چه زاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع دوری و فراموشی میپردازد و احساس تنهایی و بیخبری از محبوبش را به تصویر میکشد. او میگوید حتی اگر محبوبش او را فراموش کند، از دوری این احساس بیشتر میشود. شاعر از محبوبش میخواهد که به او بخشندگی کند و به یاد او باشد، چرا که پس از مدتها زندگی بدون او سخت شده و برایش سلامی از او لازم است. او همچنین از محبوبش میخواهد که راههای ارتباط را نبندد و امیدش را به دیدار او حفظ کند. شاعر به آرزوی دیدار محبوبش اشاره میکند و در انتها به شب اشاره میکند که برای او به عنوان فرصتی برای ابراز احساساتش به محبوبش تعبیر میشود.