نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

زلف تو کان همه سرها دارد

گوییا هیچ سرما دارد

گرد روی تو چرا حلقه کند

گر نه با ما سر سودا دارد؟

سرکشی چون نکند هندویی

کان همه نعمت و کالا دارد؟

من نگویم که چه دارد زلفت

هر چه دارد همه زیبا دارد

خرمنی مشک فراهم کردست

دامنی عنبر سارا دارد

از لب و عارض و خطّ و دهنت

شکر و عنبر و دیبا دارد

بالش نقره و درج یاقوت

رشتۀ لؤلؤ لالا دارد

بسر تو که ندارد سلطان

آنچه زلف تو بتنها دارد

قد من گشت دو تاتا گویند

کان دو تا زلف تو همتا دارد

نافة مشک اگرش خود بودست

جگر سوخته از ما دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف زیبایی‌های معشوق می‌پردازد و به تمجید از زلف و ویژگی‌های ظاهری او اشاره می‌کند. او با زبان شیرین و استعاره‌های زیبا بیان می‌کند که زلف معشوق مانند گنجینه‌ای از زیبایی و نعمت است و هر چیزی که در او وجود دارد، زیبا و دلرباست. شاعر همچنین به احساسات عاشقانه خود اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و شوق او ناشی از زیبایی‌های بی‌نظیر معشوق است. در پایان، او به مقایسه زیبایی‌های معشوق با دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ کس نمی‌تواند به پای او برسد.