شمارهٔ ۵۵ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد
پگاه دم قدحی پر شراب باید کرد
نه ذرّهایم که با آفتاب برخیزیم
صبوح پیشتر از آفتاب باید کرد
نقاب شب ز رخ روز چون فرو کردند
ز آب بر رخ آتش نقاب باید کرد
درنگ مینکند دور چرخ در بد و نیک
به دورهای پیاپی شتاب باید کرد
مفّرح دل غمگین اگر همی سازی
هم از شراب چو یاقوت ناب باید کرد
زمان خواب دراز از پس است حالی را
برای شادی دل ترک خواب باید کرد
چو روشنایی اندر خراب آبادست
نهاد خویشتن از می خراب باید کرد
به بلفضول اگر عقل با طرب بچخد
بسا تکینی با او خطاب باید کرد
چو آب زندگی از باده میشود روشن
طراز عیش خود از کار آب باید کرد
ز گفت و گوی اگر در میانه نگریزد
هم اختیار سرود و رباب باید کرد
وگر سماعی ازین هر دو خوشترت باید
دعای صاحب عالی جناب باید کرد
سر صدور جهان فخردین که از در او
سعادت ابدی اکتساب باید کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ما توصیه میکند که باید در آغاز صبح با شتاب بیشتری زندگی کنیم و از لحظات خوب استفاده کنیم. شاعر بیان میکند که ما تنها یک ذره نیستیم که به سادگی با طلوع خورشید بیدار شویم، بلکه باید پیش از آن از لحظات خود بهرهمند شویم. در زندگی، هر لحظه و هر دورانی از زمان اهمیت دارد و باید از آن استفاده کنیم. همچنین، برای خوشحالی دلهای غمگین، باید به شراب و شادی روی بیاوریم و خواب را ترک کنیم. شاعر تأکید میکند که در کنار عقل و شادی، اگر شادمانی و موسیقی وجود داشته باشد، زندگی شیرینتر خواهد بود و به دنبال سعادت ابدی باید برویم. در نهایت، هر شخص باید برای دستیابی به این سعادت تلاش کند.