شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای به یاد خلق تو در بزم چرخ
زهره نوشیده فراوان جامها
ساعد کلک تو از چاه دوات
می برآرد آرزو را کامها
داده بر دست سعادت هر زمان
سعد اکبر سوی تو پیغامها
هست احسان تو از انواع لطف
بر ره دلها نهاده دامها
از بن دندان شکسته قهر تو
حاسدان را کامها در کامها
نوک ناوک میشود از سهم تو
دشمنان را موی بر اندامها
نامداران در جهان هستند لیک
سعد دین اصلست و دیگر نامها
مملکت را میدهد هر ساعتی
جنبش کلکت ز نو آرامها
میکند پیوسته جود عام تو
در حق اهل هنر انعامها
با دعاگو نیز هم فرمودهای
نوع انعامی درین ایّامها
نیست بر رای منوّر مختفی
کاصل اتمامست در اکرامها
گرچه بر من واجبست از روی طبع
احتراز از جنس این اقدامها
گر ز تو مجری نگردد این برات
ما و شعر و زحمت و ابرامها
ور جزینت زحمتی دیگر دهم
پس تو دانی آنگه و دشنامها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش یک شخص (به احتمال زیاد یک حاکم یا بزرگ) پرداخته و ویژگیها و احسانات او را به تصویر میکشد. شاعر به یاد خالق و زیباییهای وجود او اشاره میکند و نشان میدهد که چه مقدار نعمت و شادابی به زندگی دیگران میبخشد. او همچنین به تأثیرات مثبت این شخصیت بر زندگی مردم و هنر اشاره میکند و بیان میکند که احسان و لطف او به گونهای است که برای همگان مفید است. در نهایت، شاعر به نوعی احساس ناامیدی و عدم قطعیت نسبت به ارتباطش با این شخصیت اشاره میکند و نگران است که آیا تلاشهایش به نتیجه خواهد رسید یا نه.