نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳ - ایضاً له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای کریمی که نفحۀ خلقت

بوی باد شمال میدارد

فصل نوروز از شمایل تو

مایۀ اعتدال میدارد

امل از پهلوی عنایت تو

یک شکم جاه و مال میدارد

آرزو سربسر توقّع خویش

زین جناب جلال میدارد

دوری دولت از ستانۀ تو

دری اندر محال میدارد

آفتاب بقای بدخواهت

روی سوی زوال میدارد

هفت سیاره را بحضرت تو

هوس اتصّال میدارد

پاس بام سراچۀ قدرت

هفتمین کو توال میدارد

هم بفتویّ مشتری مریخ

خون خصمت حلال میدارد

روز نوروز در حمل خورشید

دیدن تو بفال میدارد

زهره از خلقت اکتساب کند

هرچه زیب و جمال میدارد

تیر چرخ از نشاط خدمت تو

هوس پر و بال میدارد

از فروغ ضمیر روشن تو

کسوت مه صقال میدارد

بردرت چرخ هرچه کرد و کند

روی در امتثال میدارد

همه نوروزها بعهد تو باد

تا وجود احتمال میدارد

یک سخن دارم و بخواهم گفت

گرچه زانت ملال میدارد

از جنابت که نیست خالی ازو

هرچه اسم کمال میدارد

بنده زاده علی اسمعیل

طمع رسم سال میدارد

وین دوبیتی زبان حالش گفت

زین سبب اختلال میدارد

«آن وعده نه در خور وفا بود مگر

یابنده نه لایق عطا بود مگر»

«پروانۀ آن جزوخطا بود مکر

یا چنین زاندازۀ ما بود مگر»

صیت جود تو بی زبانانرا

اینچنین برسؤال میدارد

کودکی را که وعدۀ دیبا

سالی اندر جوال میدارد

نیست از کار دور با کرامت

آنچه او در خیال میدارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش ویژگی‌های خداوند و نعمت‌های او می‌پردازد. شاعر با تعابیر زیبا و شاعرانه به توصیف صفات کریم و رحیم خداوند می‌پردازد و اعتدال و زیبایی‌های فصل نوروز را به او نسبت می‌دهد. اشاره می‌شود که امید و آرزو در تار و پود وجود انسان‌ها با لطف الهی پیوند دارد و خداوند کسی است که همه چیز به او وابسته است. در نهایت، شاعر احساس می‌کند که او به خاطر کمالات خداوند، در جستجوی نشان محبت خداوند و رحمت اوست و بر این باور است که هیچ چیز از صفات پروردگار دور نیست.