شمارهٔ ۱۱۷ - و له ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای که گر لطف تو فرماندۀ ایّام شود
از جهان قاعدۀ جور و جفا برخیزد
چرخ را گویی بنشین و مرو بنشیند
کوه را گویی برخیز و بیا برخیزد
گر سر کلک تو رویی بخراشد بمثل
وجه ارزاق خلایق ز کجا برخیزد؟
موج دریا بنشیند ، زند رعد نفس
هرکجا دست جوادت بسخا برخیزد
گر اشارت رود از قدر تو زی مرکز خاک
از پی خدمت او چست زجا برخیزد
تویی آنکس که بتأیید ثنایت هر دم
همه انواع غم از خاطر ما برخیزد
تا که در عهدۀ ارزاق نشست گفت
هرکسی در طلب رزق چرا برخیزد؟
هرکه از شربت حرمان تو مخمور افتاد
از دم صور بصد رنج و عنا برخیزد
با کران سنگی حلم تو شگفتم ناید
گرسبکساری از طبع هوا برخیزد
چرخ در حقّ حسود تو شفاعت ناید
که بدافتاد، قضا گفت : که تا برخیزد
هرکجا تنگدلی یافت چو غنچه کرمت
بدل آرایی او همچو صبا برخیزد
ای کریمی که هرآنکس که بتو باز افتاد
زاستان تو بصد برگ و نوا برخیزد
پای طبعم چو شود آبله در راه هوات
عذر لنگ آرد و از راه ثنا برخیزد
لیک نتواند خاموش نشستن چه کند ؟
سحری از پی یوزش بدعا برخیزد
در سر آمد ز جفاهای فلک شخص هنر
دست گیرش ز کرم بو که بپا برخیزد
نکته یی با تو در اندازم از گستاخی
که کجا لطف تو بنشست حیا برخیزد
فقر را سوی عدم توشه همی باید دار
وین چنین کاری از دست شما برخیزد
بر سر راه کرم چشم اهل منتظرست
می چه فرمایی، بنشیند یا برخیزد؟
همه الطاف الهی مدد جان تو باد
تا که این عالم فانی بفنا برخیزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی لطف و کرم خداوند و تأثیر آن بر زندگی انسانهاست. شاعر در آن بیان میکند که اگر لطف و رحمت خداوند بر دنیا فرمانروا شود، ظلم و ستم ناپدید خواهد شد و همهی موانع و مشکلات برطرف میشود. او به قدرت خداوند اشاره میکند که میتواند چرخها و کوهها را به حرکت درآورد و حتی سبب آرامش دریاها گردد. شاعر از مشکلات و غمهایی که انسانها با آن مواجهاند سخن میگوید و از خداوند درخواست میکند تا دستگیری کند و فقر و نداری را از میان بردارد. او تاکید بر این دارد که هرکس به درگاه خداوند بیفتد، به لطف او امیدوار باشد و با وجود مشکلات، دل از خدا برندارد. در نهایت، شاعر اشاره به این نکته دارد که همه الطاف الهی در خدمت خداوند بوده و جهان باید به فانی تبدیل شود.