شمارهٔ ۱۳۰ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
توقّف چون بود در آنچه صاحب
بنوک کلک خود فرموده باشد
همانا در نیارد بست گردون
دری کاقبال تو بگشوده باشد
ولیک از روی طالع کارمن خود
میسّر بی جگر کم بوده باشد
رهی کو خرمن انفاس خود را
به کیل مدحتت پیموده باشد
پس از توقیع عالی کاندرین شهر
نباشد کس که آن نشنوده باشد
سزد کز نعمتت چون گرگ یوسف
شکم خالی ،خالی آلوده باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به موضوع تقدیر و سرنوشت اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که حتی اگر فرصتی برای پیشرفت یا موفقیت وجود داشته باشد، ممکن است به دلیل شرایط و طالع فرد، برای او میسر نشود. شاعر همچنین تأکید میکند که کسی در این شهر وجود ندارد که از توقیع (نامه) عالی خبر نداشته باشد و در پایان به نعمتهای الهی اشاره میشود، که ممکن است به صورت نمادین شکم خالی برخی افراد را پر کند. به طور کلی، این شعر به تعامل بین اراده فرد و مقدرات الهی میپردازد.