شمارهٔ ۱۱۹ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
می کنی دوستیّ دشمن من
تا از آن حشمتت فزون باشد
خود جز این چشمم از تو کی دارد
هر که را عقل رهنمون باشد؟
این چنین دون و بدگهر که تویی
به منت التفات چون باشد؟
مردمان سوی مردمی یا زند
میل دونان بسوی دون باشد
عقل را راه در دماغ بود
تیز را رهگذار ... باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها سخنگوی شعر به بیان ناامیدی و خشم خود از شخصی میپردازد که در دوستیها و روابط خود به جای صداقت، به منافع شخصی و فخر فروشی میاندیشد. او اعتقاد دارد که فردی که عقل و درایت دارد، نباید به چنین رفتارهای حقیرانه توجه کند. همچنین اشاره میشود که نزدیکی به افراد دون و بیارزش، موجب سقوط انسان به پستی و دوری از فضیلت میشود. در نهایت، عقل را به عنوان راهنمایی برای انتخاب مسیر درست معرفی میکند.