شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای بزرگی که بر علم تو ظاهر باشد
هر چه مدفون زوایای سرایر باشد
هر زمان کلک تو چون آب فرو می خواند
هر چه بر صفحة اسرار ضمایر باشد
گام بر تارک خورشید گزارد ز شرف
گر عطارد نفسی با تو مناظر باشد
در نفسهای تو هرگه که کنی نشر علوم
هست بویی که در انفاس مجاهر باشد
اقتضغی همه اسباب سعادات کند
هر تاره که بدان رای تو ناظر باشد
از پی فایده در حلقة درست برجیس
چون جواب تو بسی خواست که حاضر باشد
بنده را نیز خیالست که بی استحقاق
اندر آن حلقه هم از جمع اصاغر باشد
گرچه در خدمت صدر تو هنرمندانند
وین رهی باردل و زحمت خاطر باشد
لیک شرطست که برخوان ملوک از پی رسم
تره اول و حلوا آخر باشد
آهن ارچند ندارد خطری،بازرسرخ
در ترازو بگه وزن مجاور باشد
جنبش هفت فلک بر نهنج کام تو باد
تا که اجسام مرکّب ز عناصر باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش علم و دانش پرداخته و میگوید که هرچه در زوایای پنهان علم وجود دارد، به وسیلهی علم بزرگ و دانای حقیقی روشن میشود. شاعر به شخصیت بزرگ علمی اشاره کرده که به واسطه دانش خود، اسرار و رازهای نهفته را نمایان میسازد. او به بلندی مقام علم میپردازد و حتی عطارد (سیاره) را نیز در کنار او ناچیز میداند. حتی در نفسهای او، بویی وجود دارد که حکایت از آگاهی و دانش میکند. شاعر بر این باور است که اندیشیدن و راهنمایی او باعث سعادت است و در جستجوی علم و فایده، همواره در جمع خردمندان و بزرگان حضور دارد. او همچنین توجه میکند که در خدمت دانشمندان سایرین نیز باید مورد توجه قرار گیرند و احترام به ملوک و دانشمندان از ضروریات است. در نهایت، بیان میشود که حرکت و تغییرات در کائنات با توجه به دانش و علم آن بزرگ همراه است.