نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

مخدوم بزرگ، صدر منعم

ای پایۀ تو ورای القاب

مظلومم و هیچ یاورم نیست

کار من دلشکسته دریاب

من کد یه کنم به شعر و بخشش

از من ببرد بزرگ اصحاب

این نیست کفایتی ولیکن

ننگ سلفست و عار اعقاب

گر تو نرسی مرا بفریاد

پس ما و شب دراز و محراب

دانم بکند عزیز وهّاب

دفع ستم عزیز نهاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر خود از مظلومیت و تنهایی‌اش سخن می‌گوید و از شخصی بزرگ و موجه درخواست کمک می‌کند. او احساس می‌کند که هیچ یاوری ندارد و از درد و رنج خود می‌گوید. شاعر همچنین به ننگ و عار نسل‌های قبلی اشاره می‌کند و اگر کمک به او نرسد، شب‌های تار و مشکلات ادامه خواهند داشت. در نهایت، امیدی به فردی عزیز و نیکو دارد که ممکن است به وضعیت او رسیدگی کند.