شمارهٔ ۱۳۶ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تو به علم نجوم فخر کنی
گویی این اصل علمها آمد
چیست علمِ نجوم جز ژاژی
کآلت و ساز هر گدا آمد؟
گاه گویی که آن صواب آمد
گاه گویی که این خطا آمد
علمِ شرعست علم و هر چه جز اوست
به حقیقت همه هبا آمد
نیست خالی منجّم از ذلّت
ورچه مقبول پادشا آمد
بس عزیزست مرد دانشمند
ورچه درویش و بینوا آمد
گرچه سر بر فلک برد این علم
ورچه با طبع آشنا آمد
حاصلش چیست جز شمار دو قرص
کز کجا رفت وز کجا آمد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد علم نجوم میپردازد و بیان میکند که این علم در واقع جزو زحمتهای بیهوده است. او میگوید که علم شرع و دانش واقعی بالاتر از این علمهاست و هرگونه دانشی غیر از آن ارج و ارزشی ندارد. به نظر شاعر، منجمها هرچند مقامهایی دارند، اما در نهایت از ذلت و افتادگی خالی نیستند. او تاکید میکند که دستاوردهای علم نجوم، جز شمارش چند خورشید و ماه، چیز دیگری نیست. بنابراین، در نهایت نادرست بودن این علم را مورد انتقاد قرار میدهد و به اهمیت علم حقیقی اشاره میکند.