نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صاحبا عمریست تا از عدل تو

عالمی در انتهاز فرصه اند

تا نظر در کار آنها افگنی

کز تظلّم رافع این قصّه اند

لعبها بینند در شطرنج ملک

آنکه ساکن بر کنار عرصه اند

می کنند از غصّه افغان بر درت

در دل آن قومی که صاحب حصّه اند

وین عجب نبود که خود صاحبدلان

هر کجا هستند اسیر غصّه اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حالتی از غم و اندوه در جامعه است. شاعر به خداوند شکایت می‌کند که مردم در انتظار عدل و انصاف او هستند، در حالی که عده‌ای از آن‌ها به دنبال فرصت‌هایی برای تظلم و شکایت از ظلم هستند. او به بازی شطرنج اشاره می‌کند، جایی که عده‌ای در کنار عرصه نشسته‌اند و فقط نظاره‌گرند، در حالی که دیگران از غم و اندوه فراق و ظلم رنج می‌برند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که حتی صاحبدلان، یعنی افرادی که به حقیقت و عدالت اهمیت می‌دهند، در هر کجا که باشند، از غصه و اندوه شکایت دارند.