شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کسی که او نظر عقل در زمانه کند
چنان سزد که همه کار عاقلانه کند
بر آنچه خاطر موری ازو بیازارد
اگر خود آب حیاتست از آن کرانه کند
قناعتست و مروّت نشان آزادی
نخست خانة دل وقف این دو گانه کند
بنیک و بد بسر آید جهان، همان بهتر
که زندگانی با طبع شادمانه کند
زبان ز گفتن و ناگفتنی نگه دارد
که شمع، هتی خود در ر زبانه کند
درین رای که آغاز و آخرش عدمست
بخلق خوش طلب عمر جاودانه کند
زمانه را نشناسی که چیست عادت او
روا بود که کسی تکیه بر زمانه کند؟
بنقذ، حوش خور و خوش باش و نام نیک اندوز
که عاقل از پی یک عیش صد بهانه کند
اگر چه عالم فانی نیریزد آن که ازو
برای تیر نظر عاقلی نشانه کند
ز گوشه یی بهمه حال ناگزیر بود
که تا وظایف طاعات از آن روانه کند
کسی که صحبت امن و کفایتی دارد
سعادت ابدب را طلب چرا نکند؟
سرای خویشتن ار آدمی وطن سازد
ز شاخ سدره و طوبیش آستانه کند
اگر چه کار عمارت طریق دانش نیست
علی الخصوص کسی کاندرین زمانه مند
بود هر آینه نزدیک عاقلان معذور
کسی که از پی مسکن اساس خانه کند
که مرغ اگر چه توکّل کند به دانه و آب
بدست خود ز برای خود آشیانه کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره اهمیت عقل و خرد در زندگی است. نویسنده به این نکته تأکید میکند که انسان باید با دقت و عاقلانه در زمانه خود زندگی کند و از هر چیزی که باعث آزارش میشود، دوری کند حتی اگر آن چیز به ظاهر مفید باشد. قناعت و مروت نشانههای آزادی هستند و انسان باید خانه دل خود را به این صفات اختصاص دهد. همچنین زندگی شاد و خوشایند را برتر میداند و بر این باور است که گفتوگو باید با احتیاط باشد تا از ناراحتیها و مشکلات جلوگیری شود. نویسنده توصیه میکند که باید از زندگی لذت برد و در جستجوی نام نیک بود. او بر این باور است که کسی که به امن و کفایت دست یافته است، باید سعادت ابد را طلب کند و برای خانه و مسکن خود اهمیت قائل شود. بهویژه در دنیای نامطمئن و فانی، انسان باید برای آیندهاش برنامهریزی کند. در نهایت، به توکل بر خدا و تلاش برای ساختن یک زندگی مستقل و پایدار نیز اشاره میشود.