شمارهٔ ۱۴۸ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
کی بود؟کی؟ که باز صدر جهان
روی خیمه سوی عراق کند
تا ز گرد رکاب او همه کس
نوشداروی اشتیاق کند
ای عجب!خود کسی چو من باشد
که همه عمر در فراق کند
مرگ خوشتر بود از آن که کسی
زندگانی برین مذاق کند
بخدایی که دست قدرت او
ماه را عاجز محاق کند
خیمۀ هفت پشت گردونرا
پوشش این چهار طاق کند
کین دل ریش آرزومندم
تا که با وصلت اتفّاق کند
گر زند خنده یی دروغ زند
ور کند شادیی نفاق کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و longing (بیتابی) است. شاعر به دنبال وصالی است که همیشه در آرزو و انتظار آن به سر میبرد. او از فراق و دوری معشوق گله میکند و زندگی بدون وجود او را تلخ و غیرقابل تحمل میداند. همچنین به قدرت خداوند و عظمت خلقت اشاره میکند و آرزوی خود را برای رسیدن به معشوق ابراز میکند. در نهایت، شاعر خواستار صداقت و حقیقت در عشق و روابطش است.