شمارهٔ ۱۵۶ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای پیشوای شرع که ایناء روزگار
از بهر دفع ظلم بتو النجا کنند
ارباب فضل ملتزم منّتی شوند
در خدمت تو گر بمثل جان فدا کنند
احوال روزگار از آن شد که بعد ازین
از بهر سود رغبت بیع و شری کنند
دیریست تا که زحمت حضرت همی دهم
انصاف نیست خوش که گرانی با کنند
ابرام رسم هاست نه اینجا که واجبست
بل هر کجا که خود طعمی ابتدا کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به سخنانی از یک پیشوای دینی اشاره دارد که در شرایط کنونی جامعه، مردم برای رفع ظلم به او پناه میبرند. کسانی که به علم و فضل مشهور هستند، در خدمت او جانفشانی میکنند. نویسنده ابراز میکند که وضعیت اجتماعی به گونهای تغییر کرده که اکنون افراد بیشتر به دنبال سود و معامله هستند. او همچنین از مشکلات و گرانیهای موجود گلایه میکند و بر ناپسند بودن بیعدالتی و قوانین غیرمنصفانه تأکید میکند. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که رسمهای نادرست اینجا جایز نیست، بلکه در جاهایی که خودشان سودی پیدا کنند، این مسائل مطرح میشود.