نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۳ - وله ایضا فی التّجرید کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

اندرین مرغزار کشت و درود

تیره و خیره چند خواهی بود؟

چند خواهی بناز در برداشت

دل اتش پرست دود اندود؟

روز و شب خون خود همی ریزی

تو به تیغ زبان زهر آلود

مال و ملک جهان ترا شده گیر

چون نباشی تو، مال و ملک چه سود؟

از تو خشنود نیست هیچ کسی

وانگهی هم تو از تو ناخشنود

دودمانی در آتش اندازد

گر ضعیفی ز دل برآرد دود

هر که آسایش دلی دادست

بهمه حال خویشتن آسود

عقل داند که بر زیان بودست

هر که از بهر مال جان فرسود

که بهر حال آنچه زوکم شد

بیش از آن بود کاندر آن افزود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زندگی و دغدغه‌های انسان‌ها اشاره می‌کند. او می‌گوید که در این دنیا، انسان‌ها در پی کسب مال و مقام هستند، اما در نهایت هیچ چیز از این دارایی‌ها برایشان فایده‌ای ندارد و تنها غم و اندوه برایشان به ارمغان می‌آورد. شاعر به ما یادآوری می‌کند که جز آسایش دل، هیچ چیزی ارزشمند نیست و عقل به ما می‌گوید که تعقیب مال و ثروت، ما را به زیان می‌کشاند. او نتیجه می‌گیرد که آنچه از دست می‌دهیم، بیشتر از آن چیزی است که به دست می‌آوریم و حقیقی‌ترین ثروت در آرامش درون است.