شمارهٔ ۱۷۶ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
سرورا عرضها نمی باید
که به دست سخن بسوده شود
شعر آیینه ییست کاندر وی
صورت حالها نموده شود
هر کجا تخم مردمی کارند
خوشۀ شکر از آن دروده شود
زنگ این ننگ از صحیفه نام
نه همانا که خود ز دوده شود
هر که از شاعران طمع دارد
به کدامین زبان ستوده شود؟
بس که نا گفتنی شود گفته
هر کجا این سخن شنوده شود
هیچ عاقل به خویش نپسندد
هر چه از مال ما ربوده شود
هست نقصان عرض و وصمت جاه
مال کز سیم ما فزوده شود
زشت نبود که آن که کان دارد
به گدایی به خاک توده شود
چه گشاید ترا از آن صندوق
که به حرف هجا گشوده شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد اجتماعی و فرهنگی میپردازد و به موضوعاتی چون ارزش انسانی، ثروت، و سخنوری اشاره دارد. شاعر بر این باور است که سخن باید بازتابدهنده حقیقتها باشد و نه تنها زینت کلام. او میگوید که در هرجا که انسانیت و صداقت وجود داشته باشد، ثمرات شیرین از آن برداشت میشود. همچنین، شاعر به نقد افرادی میپردازد که به مال و ثروت دیگران طمع دارند و علاقهمند به ستایش بیمورد هستند. او به وجود ناعدالتی و انتقاد از دزدیدن اموال و ثروتها اشاره کرده و تأکید میکند که هیچ عاقل واقعی نباید راضی به سرقت و بیعدالتی باشد. در نهایت، شاعر به فلسفه وجودی انسان و عواقب اعمالشان میپردازد.