نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای کریمی که با لطافت تو

باغ را برگ یاسمن نبود

چو تو در راستی و ازادی

قامت سرو در چمن نبود

تا بلفظ تو در نیاویزد

قیمت گوهر عدن نبود

چون من از خلق تو سخن گویم

مشک را جای دم زدن نبود

چون من و چون تو کس بدست و زبان

در فشان و شکر شکن نبود

سخنی کاندرو همه شکرست

گرچه جز در زبان من نبود

من ز دست تو چشم می دارم

شکری کاندران سخن نبود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف خداوند و صفات عالی او می‌پردازد. شاعر به زیبایی و لطافت خدا می‌نگارد و بیان می‌کند که هیچ چیزی مشابه او وجود ندارد. همچنین تأکید می‌کند که سخنان او پر از معنای ناب و شیرینی است، حتی اگر دیگران نتوانند مانند او سخن بگویند. در انتها، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که او امیدش را به فضل و رحمتی که در کلام خداوند وجود دارد، دوخته است.