شمارهٔ ۱۸۴ - وله ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
فصل دیماه به خوارزم اندر
جامع گر هست یکی صد باید
نمد و آتش و آب است کنون
عوض از خیش و ز گنبد باید
آب چون بیضهٔ بلور شدست
خانه پر خرمن بد باید
گر فرشتهست در این فصل او را
به ضرورت سلب دد باید
پوستینی به بد و نیک مرا
گر بود نیک و گر بد باید
پوستینی ز تو دق خواهم کرد
گرچه دانم که تو را خود باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف فصل دیماه و شرایط خاص آن میپردازد. شاعر به وضعیت آب و هوایی و نیاز به وسایل گرمایشی و حفاظت در این فصل اشاره میکند. او همچنین به ضرورت نگهداری از خود و سازگاری با شرایط سخت این فصل اشاره دارد. در نهایت، به پوستینی اشاره میگردد که باید از آن استفاده کند، بدون توجه به اینکه این پوستین خوب یا بد باشد. به طور کلی، شعر بیانگر سختیها و نیازهای انسان در زمان سرما است.