نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۶ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

اندیشه بکردم از سپاهان

دوزخ به سه چار چیز خوشتر

انواع عذابهای دوزخ

هست آن و چهار چیز دیگر

تیمار عیال و خرج بسیار

اندیشة دزد و بیم کافر

با این غم و رنج بی نهایت

دارم وطنی بدوزخ اندر

سرمای چنین به زرّ خشکم

می بفروشد هیزم تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت به فکر عذاب‌های سختی که در دوزخ وجود دارد می‌افتد و آنها را با مشکلات زندگی روزمره‌اش در سپاهان مقایسه می‌کند. او به نوعی از رنج‌های اقتصادی، نگرانی از دزدی و خطرات دیگر اشاره می‌کند و حتی دوزخ را به عنوان وطن خود تصور می‌کند. در نهایت، او از بی‌پولی و سختی‌های زندگی شکایت می‌کند، به طوری که برای خرید هیزم هم با مشکل مواجه است.