شمارهٔ ۲۰۲ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گفته بودی مرا که چیزی گوی
که نبایدت کرد استغفار
هر چه گفتم من از مدیح و غزل
بعضی از وی دروغ بد ناچار
همچو تو اختیار از آن کردم
تا همه راست باشدم گفتار
نه به دنیام برد باید شرم
نه به عقبی در آیدم بشمار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به این نکته اشاره دارد که از او خواسته شده تا چیزی بگوید که نیازی به استغفار نداشته باشد. او به بیان مدح و غزل پرداخته، ولی به این نکته اعتراف میکند که ممکن است برخی از گفتههایش نادرست باشد. اما او تلاش کرده تا همه جملاتش حقیقت داشته باشند. شاعر میگوید که نه در زندگی دنیوی نباید شرمنده باشد و نه در آخرت باید حسابرسی شود.