شمارهٔ ۲ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دی چو بشنیدم که کرد از ناگهان اسبت خطا
شد دل من کوفته چون پهلویت زین ماجرا
از طریق سرزنش با اسب گفتم کز خری
خواجه را از خود جدا کردی، خطا کردی چرا؟
اسب گفتا من برو از مادر او وز پدر
مهربان تر نیستم آخر چه می گویی مرا؟
نه ز پشت انداخت او را در بترجایی پدر
نه بگاه حمل مادر کرد بروی هم خطا
من خطا این کرده ام کورا نشد یکبارگی
همچو پایش از رکاب آن لحظه سر از تن جدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده به خطای ناگهانی اسب اشاره میکند و از او گلهمند است. دل او به شدت آزرده شده و در پی سرزنش اسب است که چرا خواجه (سوار) را از خود جدا کرده. اسب در پاسخ توضیح میدهد که او نه از مادر و نه از پدر خود مهربانتر است و در حقیقت هیچ کس را به عمد نمیاندازد. اسب اشاره میکند که خطای او یکبارگی نبوده و به خاطر شرایط پیش آمده بوده که باعث افتادن سوار شده است.