شمارهٔ ۴ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ایا صدری که شد پیش ضمیرت
همه اسرار گردون آشکارا
به خدمت چند بار آمد دعاگو
به عزم آن که بستاید شما را
کشیده از برای عرض در سلک
دعا و خدمت و مدح و ثنا را
مرا نگذاشت دربان تو با آنک
فراوان کردمش لطف و مدارا
ز درگه بازگشتم کام و ناکام
همی خاریدم از خجلت قفا را
بلای ماست این دربان غر زن
حکایت این چنین کردند ما را
بلا را باز گرداند دعاها
خداوندا بگردان این بلا را
کنون بر درگهت بر عکس اینست
بلا می بازگرداند دعا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تجربهاش در حضور و دعا کردن برای کسی صحبت میکند که همگان او را بزرگ میشمارند. او بیان میکند که با وجود تلاشهای مکرر و دعاهایش، چون دربان درگاه بیرحم است، موفق به ورودی نمیشود و از این وضعیت خجالت زده است. شاعر، دربان را عامل دردسر میداند و از خداوند میخواهد که این بلا و مشکل را برطرف کند. در نهایت، او به ناکامیهایش در درگاه الهی و ناتوانی دعاهایش اشاره میکند.