شمارهٔ ۲۰۳ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای کریم جهان، خبر داری؟
که شدم ز انتظار تو بیمار
منفعل شد مزاج طبعم از آنک
شربت صبر می خورد بسیار
بس که می گردد از قرار هجو
رود گانی خاطرم افکار
ترسم از من رها شود حاشا
در هجای تو بیتکی سه چهار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از انتظار برای رسیدن به معشوق صحبت میکند و میگوید که این انتظار به او آسیب زده و حالتی بیمارگونه به او داده است. او به شدت در فکر معشوق خود است و از افکار مزاحم در رنج میبرد. همچنین نگران است که ممکن است از عشق خود دور شود و احساساتش را گم کند.