شمارهٔ ۱۹۹ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منم ان چرب دست شیرین کار
کاب طبع مراست آتش بار
صورتم آشیانۀ معنی
فکرتم کنج خانه اسرار
حرکاتم چو گام عمر سبک
سخنانم چو باده نوشگوار
همچو گل عالمی بخنداند
بلبل طبع من گه گفتار
بستانم بهزل مال ملوک
بر ضعیفان کنم به حکم ایثار
زان که مقدار خویشتن دانم
باشدم پیش هر کسی مقدار
شادی آنکسی به جان جویم
که ز دل جوید او مرا آزار
نکنم تکیه بر زمانه از آنک
واقفم بر زمانة غدّار
بستانم به لطف و خوش بدهم
زانکه هستم بخوش دمی چو بهار
چون خزان بر سرم زرافشانست
زان که هستم لطیف و خوش دیدار
جان مانیّ و صورت آزر
بر سر دست من گرفته قرار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعری است که خود را به عنوان شخصیتی شیرین و جذاب معرفی میکند. او به ویژگیهای مثبت خود مانند خوشزبانی، خوشگذرانی و لطافت اشاره میکند و میگوید که سعی میکند با تعامل مثبت و ایثارگری به دیگران کمک کند. شاعر بر این باور است که باید از زمانه و تغییرات آن آگاه بود و بر آن تکیه نکرد. او به زیبایی زندگی و لذت از لحظات شاد اشاره میکند و در نهایت، وجود خود را به عنوان یک زندهدل و خوشصورت توصیف میکند. این شعر بیانگر نوعی شادابی، امیدواری و زندگیپذیری است.