نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۰ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای بزرگی که ریش قهر ترا

نتوان داشت التیام طمع

نظرش بر عبادت و خط تست

هر که دارد شکر ز شام طمع

هر گه از دور بینیم گویی

طمع آورده یی، کدام طمع؟

بخدا کز توام پس از سه سلام

نبود پاسخ سلام طمع

راضیم کز تو سر بسر بر هم

گرچه دارم به خاص و عام طمع

پیش ازین داشتم به دولت تو

نعمت و جاه و احترام طمع

این زمان با وثایق شرعی

می ندارم ادای وام طمع

چون عنان سخن دراز کنم

بر سرم می کند لگام طمع

آنچنانم مکن ز نومیدی

که ببّرم ز تو تمام طمع

بار ممدوح چون کشد مادح

خواجه چون دارد از غلام طمع؟

از نگونساری جهان باشد

که صراحی کند به جام طمع

اندرین عهد کر تسلّط بخل

گشت بر طامعان حرام طمع

با چنین خواجگان سوخته...

وای بر شاعران خام طمع

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی احساس طمع و تاثیرات آن بر زندگی انسان است. شاعر به بزرگ‌منشی و عظمت کسی اشاره می‌کند که نمی‌تواند به طمع‌ها پاسخ دهد و از او می‌خواهد که نسبت به او بی‌طمع باشد. او به این نکته اشاره می‌کند که طمع ورزی به معنای دوری از بزرگ‌ترین نعمت‌هاست و نشان می‌دهد که در دوران بخل و طمع، حتی شاعران نیز نمی‌توانند از آن روحیه رهایی یابند. شاعر از ناامیدی و احساس عدم پاسخگویی به طمع‌های خود سخن می‌گوید و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که زندگی در دنیای طمع و بخل، دشوار و ناامیدکننده است.