شمارهٔ ۲۲۲ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در جستن رضای تو عمری بقدر وسع
بردم بکار هر چه توانستم از حیل
مقدور آدمی دل و تن باشد و زبان
کردم برای خدمت تو هر سه مبتدل
تن خدمت تو کرد و زبان مدحت تو گفت
دل در خلوص معتقدی داشت بی خلل
چون بعد از این همه ز تو اینست حاصلم
معلوم شد مرا که جز اینست بر عمل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر بیان میکند که عمر خود را در جستجوی رضایت معشوق سپری کرده و تمام تلاش خود را برای خدمت و ستایش او انجام داده است. او به این نکته اشاره دارد که با دل، تن و زبان خود به خدمت او پرداخته و از خلوص نیت خود نیز میگوید. در پایان، شاعر به این نتیجه میرسد که دستاورد او از این همه تلاش، تنها حقیقت عمل اوست و به نوعی دچار ناامیدی شده که شاید نتیجهای جز این برایش نداشته باشد.