شمارهٔ ۲۲۵ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای جبین تو مطلع اقبال
وی جناب تو مقصد آمال
بنده را رسمکیست بر دیوان
رسمکی افت خیز و حال بحال
داشتم پار روزة حرمان
لیکن امسال نیست عزم وصال
من و گندم که رسم سال منست
بر سبیل مناوبت هر سال
رسم باشد که در جوال شود
از من و او یکی علی الاجمال
پار من رفتم ، ار تو فرمایی
گندم امسال در شود به جوال
خود گرفتم که رسم من غبّ است
بیگمان سال نوبتست امسال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره یک فرد است که به زیبایی و جذابیت محبوب خود اشاره میکند و او را مقصد آرزوهای خود میداند. شاعر از احساسات خود صحبت کرده و بیان میکند که در سالهای گذشته دچار حسرت و دوری بوده اما امسال قصد وصال دارد. او همچنین به نماد گندم اشاره کرده و این نماد را به ارتباط با محبوبش مربوط میداند، و در نهایت به این نتیجه میرسد که امسال ممکن است فرصتی برای رسیدن به محبوبش باشد.