شمارهٔ ۲۲۳ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هیچ حاصل ز فضل و دانش نیست
اندرین روزگار بی حاصل
کلک را گو برو به اب سیاه
تو و آن کو به فضل شد مایل
گر شود تیر جعبۀ مریّخ
تیر چرخ آن زمان شود مقبل
ز احتراق و رجوع باز رهد
ور بر مشتری کند منزل
دست در نیزه زن که در این دور
نیست بی نیزه رونق عامل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیفایده بودن دانش و فضل در دنیای کنونی اشاره میکند و میگوید که در این زمانه، هیچ چیز به نتیجه نمیرسد. او به قلم (کلک) میگوید که به آب سیاه برود و به کسانی که به فضل و دانش تمایل دارند، هشدار میدهد. همچنین به این موضوع اشاره دارد که حتی اگر تیر جعبه مریخ نیز به هدف بخورد، در نهایت بیاثر خواهد بود. در انتها، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در این دوران، تنها با ابزار و اعمال مؤثر میتوان به موفقیت دست یافت.