شمارهٔ ۲۳۲ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قطعه ای نزد تو فرستادم
التماسی در آن حقیر و قلیل
التماسم نداشتی مبذول
تا تو گشتی خفیف و بنده ثقیل
قطعه یی بس مبارکست الحق
که ازو من گدا شدم تو بخیل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از فرستادن یک قطعه نوشته و التماس خود به معشوق صحبت میکند. او میگوید که این التماس بیپاسخ ماند و احساس میکند که به جای محبوب، خود را قربانی کرده است. در نهایت، او به نعمت این قطعه اشاره میکند که باعث شده او به وضعیت گدا و نیازمند دچار شود، در حالی که محبوبش خود را بخیل نشان داده است.