شمارهٔ ۲۶ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر که در احمقی تمام بود
خلق گویند مغز خر خوردست
گر چنین است مجد قزوینی
مغز تنها نه مغز و سر خوردست
مغز و سر چیست؟ کو خری چرمه
با همه آلت سفر خوردست
....خر هم در آن میان بودست
چون خری از خران نر خوردست
در سرش مغز نیست پنداری
مغز او را خری دگر خوردست
نفرستاد ارمغانی من
مگرش این حدیث در خوردست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از نادانی و احمقبودن برخی افراد اشاره دارد. شاعر به طعنه میگوید که اگر کسی احمق باشد، مردم او را به مغز خر تشبیه میکنند. او همچنین به مجد قزوینی اشاره میکند و میگوید که تنها یک مغز وجود ندارد، بلکه مغز و سر هر دو تحت تأثیر احمقهای دیگر هستند. در ادامه، به خری که مغز ندارد نیز اشاره میکند و میگوید که مثل خری که خران نری را خورده، بعضی افراد هم با سایر احمقها در ارتباطاند و از آنها تأثیر میپذیرند. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که پیام یا هدیهای از این افراد نمیفرستد، جز این که این حکایت را در موردشان بیان کند.