شمارهٔ ۲۷۰ - ایضاً له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای همه عادت تو لطف و مواسا کردن
کار تو تربیت مردم دانا کردن
هست در شأن تو ترتیب معایش دادن
هست در عادت تو قهر محابا کردن
وصمت خاطر خورشیدوَشَت دانی چیست؟
بی سبب راز دل گردون پیدا کردن
دانک جزقدر ترا نیست مسلّم کس را
جای خود بر زبر قبّۀ خضرا کردن
در سخا الحق ازاین سر که بنانت دارد
آزرا خود نگذارد بتمنّا کردن
نزهت چرخ چه باشد به هزاران دیده
در گلستان لقای تو تماشا کردن
درفزودهستی درِ باب کرم رسمی نو
چیست آن رسم؟ دل از جود به دریا کردن
چرخ پر دل را در مدّت خود یک حرکت
بر خلافت نبود زَهره و یارا کردن
گر زجود تو کسی حاصل هستی خواهد
بدهد حالی بی وعده به فردا کردن
چون ز انعام تو معروف نه امروزینهست
در حق من گه و بیگاه کرمها کردن
با چنین سابقه نوعی بود از ترک ادب
رسم پارینه ز جود تو تقاضا کردن
تو بکن کاری! گر میکنی ای خواجه از آنک
این دگرها را یا گفت رسد یا کردن
جاودان زی تو که انعام تو واجب کردهست
بر کرم تا به ابد تربیت ما کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ صفات خداوند و ویژگیهای اوست. شاعر در این متن به رحمت، لطف و بخشندگی خدا اشاره میکند و میگوید که خداوند به تربیت و هدایت انسانها میپردازد و نعمتهایش را به آنها عطا میکند. او تأکید میکند که انسانها باید قدردان این نعمتها باشند و از خداوند درخواست نکنند، زیرا هر چیزی که از او میخواهند، در واقع از سر لطف و رحمت اوست. شاعر همچنین به پذیرش تقدیر و محبتهای الهی اشاره کرده و خواستههای خود را در سایهٔ کرامت خداوند مطرح میکند. او بر این باور است که ارتباط با خداوند و تلاش برای کسب نعمتهای او، امری ضروری و ارزشمند است.