نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۱ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما نه مردان سرپنحه و بازوی توایم

کارما با جدل و قوّت بازو مفکن

ما به پشتیّ چو تو صدر همی سینه کنیم

این چنین لاغریان را تو ز پهلو مفکن

با روی شهر سلامت زرضای تو کنند

وقت خوفست عمارت کن و بارو مفکن

هر چه با سگ بتوان کرد بکن با من لیک

شیر مردا! گنه گرگ بر آهو مفکن

جرّه بازان همه از بیم تو پر می فکنند

تو همای کرمی صعوه و تیهو مفکن

دم بدم لاف هوای تو زنم همچون نای

پس چو چنگم زعنا در پس زانو مفکن

هم حق خدمت و هم حرمت پیریست مرا

این همه حرمت و حق خیره بیکسومفکن

گرهی کان به سه سالت شود از ابرو باز

بدو چشمت که بیک لحظه برابرو مفکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف قدرت و مقام خود و دیگران می‌پردازد. او می‌گوید که ما نیروی مردانگی و ابهت تو نیستیم و از جدل و زور بازو فراری هستیم. بلکه ما به حمایت تو نیاز داریم و نمی‌خواهیم لاغریان از جانب تو به ما آسیب برسانند. او همچنین به نیاز به امنیت در زمان ترس اشاره می‌کند و به این نکته تأکید می‌کند که باید در برابر دشمنان ایستاد. شاعر می‌گوید که حتی اگر کسی بخواهد با او مانند سگ رفتار کند، او این را تحمل نخواهد کرد. همچنین، او در برابر قدرت و عظمت دیگری تواضع نشان می‌دهد و به حرمت و خلاصی از تنهایی اشاره می‌کند. در پایان، او به مسأله عشق و محبت به معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که چشمان او می‌تواند به راحتی مشکلات را حل کند.