شمارهٔ ۲۷۴ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آه از این زندگیّ ناخوش من
وز دل و خاطر مشوّش من
سپر زخم حادثات شدست
دل پر تیر همچو ترکش من
در همه عصر خویش نشنیدست
بوی راحت دل بلاکش من
طمع خوشدلی ندارم از آنک
روز خوش کرده است شب خوش من
هم عفاالله مردم چشمم
کآبکی میزند بر آتش من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از زندگی ناخوشایند و دل پریشانش شکایت میکند. او احساس میکند که مشکلات زندگی به شدت بر او تأثیر گذاشتهاند و دلش مانند تیرکشی پر از زخم است. هیچ نشانهای از آرامش و راحتی در زندگیاش نمیبیند و از خوشحالی بیخبر است. همچنین، از افرادی که دلشکستهاش را متوجه نمیشوند، ناخشنود است و به نوعی عفو را طلب میکند.