شمارهٔ ۲۸۵ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای خبر داری که شوخان جهان
عاجزند از دیدۀ بی شرم تو
گرچه سختم در غلط می افکند
پرسش کرم و حدیث نرم تو
هیچ آزرم منت در طبع نیست
من غلام طبع بی ازرم تو
اینچنین سرد از چه معنی می شود؟
آن تکلّفهای گرما گرم تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ارتباطی عمیق و پرمعنا اشاره میکند. او میگوید که حتی در برابر بیشرمی معشوق، دیگران عاجز و ناتوان هستند. احساس میکند که سخنانش ممکن است نادرست تعبیر شوند، اما همچنان به معشوق محبت میورزد. او اذعان میکند که در وجود خودش هیچگونه آزرم یا خجالتی نیست و خود را مطیع خواستههای معشوق میداند. در پایان، به سردی و بیاحساسی معشوق و تضاد آن با حرارت و تلاطم احساساتش اشاره میکند.