نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای که بر خدمت تو کردم وقف

هم نهان خود و هم پیدا را

چرخ را یک حرکت در همه عمر

بر خلاف تو نباشد یارا

نیست معلوم همانا بر وجه

حال من خاطر مولانا را

چشم دارم که کنی گوش کرم

سوی خادم شرف اصغا را

مدّتی رفت چو دستار دراز

که تو یک جبّه ندادی ما را

کرمت چون همگانرا تشریف

داد هم جاهل و دانا را

ای عجب می بتوانی دیدن

در چنین جامه چو من برنا را؟

زانکه هر هفته مرا این کارست

که مطّرا کنم این کالا را

مبلغی سیم به من بر جمعست

هم مطرّایی و هم رفّا را

بس که می شویم و می کوبم باز

جبّۀ خویشتن و دستا را

ریزه ریزه شدی از زخم کدین

پوششم گرنبدی جز خارا

وگر این حرمان کاریست که خاص

اوفتادست من تنها را

سیم شونده و کوبنده بده

تا ز سر باز کنم اینها را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شامل اشعاری است که نشان‌دهنده‌ی نارضایتی و شکایت از عدم توجه و محبت معشوق یا مولانا به شاعر است. شاعر احساس می‌کند که در طول زندگی‌اش تمام وجودش را وقف خدمت به معشوق کرده، اما همچنان از بی‌توجهی و بی‌اعتنایی او رنج می‌برد. او از خداوند می‌خواهد تا به او گوش دهد و مشکلاتش را درک کند، و در ادامه به آسیب‌های جسمی و معنوی خود اشاره می‌کند. در نهایت، او خواستار کمک مالی و معنوی است تا بتواند بار زندگی‌اش را سبک‌تر کند و از زخم‌ها و رنج‌هایش خلاص شود.