شمارهٔ ۳۰۳ - و له ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای در دعای جان تو اجرام یک زبان
وی در هوای مهر تو خورشید یک دله
در ظلمت حوادث عقل از برای خلق
افروخته ز رای تو صد گونه مشعله
از کوی آرزو بدر خانۀ کرم
کلکت کشیده باشد از انعام سلسله
رای تو و سپهر بهم شمع و شمعدان
دست نیاز و حلقۀ تو گوی و انگله
باما بوعده یی که نهادی وفا نمای
دانی که نیست رسم کریمان مماطله
چون من نخواهم و تو نیاری مرا بیاد
کاری بود درازتر از راه قافله
چون با تو از طریق مروّت من گدا
بر مردمی نهادم اساس معامله
چو با همه بزرگی و فرزانگی خویش
لایقق بود که این کنی اندر مقابله؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف رابطه عمیق و محبتآمیز میان شاعر و معشوقهاش میپردازد. شاعر در دعا و درخواست خود، به مهربانی و کرم معشوقهاش اشاره میکند و از او میخواهد که محبت و حمایت خود را به او عطا کند. او به تحسین صفات برجسته معشوقه پرداخته و به ناتوانی خود در انجام کارهای بزرگ بدون کمک او اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نکته تأکید میکند که انتظار وفای معشوقهاش در این رابطه طبیعی است و او از روی احترام و محبت به این درخواست مینگرد.