شمارهٔ ۳۰۴ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای همه سروران روی زمین
بر خطت سر نهاده چون خامه
گر نیایم به خدمتت پس ازین
تا نگویی که گشت خود کامه
کز پی آنکه دی به صفّة تو
گرم کردم به شعر انگامه
شرم دارم که باز می آیم
با چنان شعر دهم درین جامه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بزرگانی که در زمین هستند، ادای احترام میکند و ابراز شرمندگی میکند که اگر نتواند پس از این به خدمت آنها بیاید، نباید آنها فکر کنند که خودخواه شده است. او به شعرهایی که قبلاً دربارهی آنها نوشته اشاره میکند و از اینکه دوباره با شعری ناپسند و بیمحتوا به حضورشان برگردد، احساس شرم میکند.