نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۵ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

دریا دلا تو آنی، کز فیض طبع روشن

گرد سواد شبهت، از روی دین بشستی

پیشت نهاد گردون، هر ارزو که کردی

زان پیشتر که گفتی، زان بیشتر که جستی

در نوبت بزرگی، هر چند چون فذلک

در آخر الزّمانی ، در مرتبت نخستی

جود تو برتواتر ، چون حادثات گیتی

فضل تو بی نهایت، چون شکر تندرستی

منسوخ شده بیک ره، در دور دانش تو

اعجاز نظم صاحب، تحسین شیخ بستی

گردون که دایم آرد، هر سختیی برویم

آورد از طرفها، در کار بنده سستی

از روی لاف گفتم، آرم به خاک پشتش

هر چند این حکایت ، خود بود محض رستی

دستم ببست ناگه، وافکند زیر پایم

پس گفت خیز و بنما، این چابکی و چستی

فریاد من رس اکنون، کم دست و پای بسته

با چون فلک حریفی باید گرفت کستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و توصیف یک شخص بزرگ و برجسته می‌پردازد که دارای ویژگی‌هایی چون فضیلت و بزرگی است. شاعر به توفیقاتی که این شخص در زندگی‌اش به دست آورده، اشاره می‌کند و بر اثرات مثبت او بر دیگران تأکید می‌کند. همچنین، شاعر به مشکلات و سختی‌هایی که در مسیر زندگی وجود دارد، اشاره کرده و می‌گوید که با وجود این چالش‌ها، این فرد توانسته است به شکوه و مقام بالایی دست یابد. به‌طور کلی، شعر بیانگر احترام و admiration خالصانه شاعر به این شخص ویژه است.