شمارهٔ ۳۴۸ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آنکه از افاضل انوار معنوی
خورشید را ز خاطر خود وام دادهای
از لطف طبع تربیت روح کردهای
وز لفظ پاک طیرهٔ اجرام دادهای
از نوک کلک خویش به اجرام نظم و نثر
تشویر نوک سوزن نظّام دادهای
راه معالی از همه جانب سپردهای
داد معانی از همه اقسام دادهای
از تو جواب شعر توقّع نداشتم
تو خود جوابم از سر انعام دادهای
این مدح نیست! اینکه فرستادهای مرا
زهر هلاهلست که بیجام دادهای
اندر لباس مدح مرا همچو گفتهای
ما مدح گفتهایم و تو دشنام دادهای
غمّازی و فساد و حسد جمع کردهای
وان را جواب قطعهٔ من نام دادهای
محتاج این فضول نبودی ولی مرا
از حال اندرون خود اعلام دادهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف شخصی میپردازد که از نورهای معنوی و فضایل خود بهرهمند است و در تأثیرگذاری بر دیگران نقش دارد. شاعر از او به عنوان منبع لطف و تربیت روح یاد میکند و به نثر و نظم او اشاره میکند. همچنین، او از این شخص انتظار نداشته که به شعرش پاسخی بدهد، اما میبیند که او به نوعی جوابی غیرمستقیم و با زهر نیش ارسال کرده است. در واقع، شاعر احساس میکند که این فرد در ظاهر مدح میگوید، اما در باطن به او دشنام میدهد و در نهایت با جمعآوری حسد و فساد، نوعی نقد به شعر او وارد کرده است. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که او هیچ نیازی به فضولی و قضاوت نداشته، اما از درون خود به گونهای ابراز کرده است.