شمارهٔ ۴۷ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
هر جا سبکی حرام خواریست
باشه چو پیاله باده نوشست
می گیرد عقد زر برانگشت
هر کو چو شمامه زرد گوشست
در بند، شکم تهیست آن کس
کز طبع چونی شکر فروشست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد افرادی میپردازد که به دنبال مشروبات الکلی و لذتهای دنیوی هستند و در عوض ارزشهای اخلاقی را فراموش میکنند. شاعر همچنین به کسانی اشاره میکند که برای جلب توجه و ثروت، خود را به زینتهای ظاهری میآرایند، در حالی که در واقعیت در بند شکم و هوسهای دنیوی اسیر هستند. در نهایت، شعر تأکید میکند که چنین افرادی به نوعی از شکر و خوشی روحی بیبهرهاند.