شمارهٔ ۵۴ - فی السّفینة الصاحب نظام الدّین کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
درین سفینه نگه کن به چشم معنی بین
که رشک لعبت مانیّ و صورت چینست
سفینه چیست؟ غلط می کنم که دریاییست
که دست عقل ز اطراف آن گهر چینست
ز پای تا سر او یک بیک تأمّل کن
ببین چگونه همه نغز و خوب آیینست
ز بس که عنبر و مشکست توده بر توده
دماغ دانش از اندیشه عنبر آگینست
مفّرحیست ز بهر روان غمزدگان
که جدّ و هزلش معجون تلخ و شیرینست
مگیر خرده که مدح و هجای او بهم است
که در کتاب خدا آفرین و نفرینست
دقیقهای معانیش در لباس حروف
چو در سیاهی شب روشیّ پروینست
عروس معنی در کله های الفاظش
چو حور عین شده اند در لباس مشکینست
ز گونه گونه سخنهای تازه و تر او
بدست فضل و هنر دستة ریاحینست
محدّث عقلا و انیس عشّاقست
ندیم خاوت و نزهتگه سلاطینست
سفینه ها را در بحر دیده اند بسی
سفینه یی که در و بحرها بود اینست
شناسد آن که شناسد که هر یکی لفظش
ز روی ذوق سز ای هزار تحسینست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی و توصیف زیباییها و عمق معانی یک اثر ادبی میپردازد. شاعر از سفینهای سخن میگوید که نماد عقل و دانش است و تأکید میکند که زیباییهای این اثر چنان است که هر نگاهی به آن میتواند تحسین آن را برانگیزد. او به این نکته اشاره دارد که در این اثر، معانی و مضامین به شکل عمیق و زیبا در قالب کلمات و حروف جا داده شدهاند، و هر کلمه این اثر میتواند جای تحسین و بررسی داشته باشد. شاعر همچنین به شیرینی و تلخی مفهوم اشاره میکند که در کنار هم آمدهاند و از این ترکیب به جذابیت اثر میافزاید. در نهایت، او با تأکید بر تنوع و تازگی سخنان اثر، آن را به مثابه جواهری ارزشمند در دریای ادبیات معرفی میکند.