شمارهٔ ۵۵ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بهار ار چه بهشتی راسیتنست
دل رنجور او با ما به کینست
ز باغ و نو بهار آنرا چه حاصل
که سرو و سوسنش زیر زمینست؟
گلین اندام او را حال چونست
که در وقت گلش بستر گلینست؟
شکوفه ناشکفته در دل شاخ
چو در تابوت روی نازنینست
حجاب خاک اگر برگیری از پیش
همه پر نرگس و پر یاسمینست
تو پنداری که در هر ذرّة خاک
رخ و چشم نگاری در کمینست
همی ریزد گل نو رسته در خاک
از ایرا نالۀ بلبل حزینست
گیاهی بر دمد سروی بریزد
چه شاید کرد رسم عالم اینست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شادابی بهار میپردازد، اما به طور همزمان، دلتنگی و غمی را که در درون انسانها وجود دارد، نشان میدهد. شاعر از بهار و باغ و شکوفهها سخن میگوید، اما به کمبودها و غمهای پنهان زیر ظاهر زیبای طبیعت اشاره میکند. با تأکید بر اینکه زیباییهای طبیعت، مانند گلها و سروها، در زیر خاک پنهان شدهاند، شاعر به ما یادآوری میکند که اگر حجاب مادیت و خاک را از پیش برداریم، زیباییهای واقعی و عمیقتری را خواهیم دید. در نهایت، شعر به چرخهٔ زندگی و مرگ و ادامهٔ زندگی در طبیعت اشاره دارد، که نشان از فلسفهٔ عمیقتر زندگی دارد.