شمارهٔ ۶ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای به حکم تو اقتدا کرده
تیغ خورشید در نفاذ و مضا
چرخ را در مقام حشمت تو
باز مانده ز کار هفت اعضا
در شب حادثات خاطر تو
همچو صبح است با یدبیضا
مهر تو در دل هنرمندان
همچنان تشنگیست در رمضا
گرچه تقصیر بنده چندانست
که برون شد ز حدّ استرضا
انقباض من اختیاری نیست
کآدمی هست شهر بنده قضا
در توان یافت این قدر، زیراک
در عبادات ممکنست قضا
اینهمه هست و چشم می دارم
التفاتی ز تو به عین رضا
صبح صادق چو عذر روشن داشت
انجم ازوی همی کنند اغضا
هست از انعام تو توقّع من
اوّل اغضا و آنگهی امضا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش خدایی میپردازد که از او اقتدا کرده و اشاره به قدرت و عظمت آن دارد. او تواضع و عجز خود را نسبت به تقصیراتش بیان میکند و به این نکته اشاره میکند که نمیتواند از تقدیر فرار کند. شاعر امیدوار است که خداوند، با وجود همه نارساییهایش، به او توجه کند و او را مورد لطف و عنایت قرار دهد. او همچنین به ارتباط میان تلاشهای انسانی و قضا و قدر الهی اشاره میکند و در نهایت از خداوند انتظار امداد و پذیرشی از طرف او دارد.