شمارهٔ ۵ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
فنون لطف خداوند صدر مجدالملک
نداده هیچ بهایی غلام کرد مرا
شدم ز خامة بیمار او خجل که هنوز
مرا ز دور ندیده قیام کرد مرا
نداده خم چو صراحی بخدمتش کردن
دهان ز خنده لبالب چو جام کرد مرا
چه جادویست سر کلک او؟ که عاشق خویش
چنین بواسطۀ یک کلام کرد مرا
بحضرتش چو مرا راه انبساط نبود
اگر چه آرزوی آن مقام کرد مرا
تواضعش به سر انگشت مردمی از دور
برای سبق فضیلت سلام کرد مرا
خطاب عالی او چون مرا بلندی داد
ز حد گذشته فلک احترام کرد مرا
به نوک کلک که نظّام گوهر هنرست
چو عقد، کارکها با نظام کرد مرا
چو آفتاب شکوهش ز دور بر من تافت
هلال بودم، بدر تمام کرد مرا
نوازشی که بدان کرد بنده را مخصوص
رهین منّت انعام عام کرد مرا
چه عذر خواهم از این تربیت که در حق اوست
ز جور دور فلک انتقام کرد مرا
به یک سلام که فرمود و یاد کرد از من
همه سلامت گیتی بنام کرد مرا
چو صبح دولت او در رخم تبسّم کرد
کنار پر ز ستاره چو شام کرد مرا
زبان عذر ندارم من اندرین معرض
که دست عجز بسر بر لگام کرد مرا
امید هست که در شکر او بنظم آرم
که لطف او همه کاری بکام کرد مرا
صداع حضرت عالی فزون ازین ندهم
که اوستاد ادب این پیام کرد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر "فنون لطف خداوند" از مجدالملک به توصیف لطف و محبت خداوند و احساناتی که بر او نازل شده میپردازد. شاعر با بیان احساسات خود از توجه خاص و محبت خداوند صحبت میکند و اظهار میدارد که چگونه این محبت بیچون و چرا بر او تأثیر گذاشته است. او به تجلیات جادویی این عشق اشاره کرده و بیان میکند که تواضع و بزرگی خداوند باعث حیرت او شده است. همچنین، شاعر در ابیاتی به اهمیت سلام و توجهات خداوند اشاره کرده و دعا میکند که بتواند در برابر این محبت شکرگزار باشد. در نهایت، شاعر به برکت وجود خداوند و تأثیر آن در زندگیاش اشاره میکند و امیدوار است ذوق و ادب خود را در بیان این محبت عمیق کند.