شمارهٔ ۶۲ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نظر می کنم در جهان بخت را
به از درگاه تو منظور نیست
یقین شد ظفر را که در روزگار
بجز رایت خواجه منصور نیست
کجا قهر تو سایه بر وی فکند
در آن خطّه خورشید را نور نیست
دماغ جهان از سر کلک تو
شب و روز بی مشک و کافور نیست
چرا پیش لطف تو دم می زند
صبا گر به لطف تو مغرور نیست؟
خلوص دعا گو بر آن سان که هست
زرای منیر تو مستور نیست
سیه کن چو شب روزم، ار صدق من
بنزد تو چون صبح مشهور نیست
چه مرد عتاب تو باشد رهی ؟
که این پایۀ خان و فغفور نیست
اگر نیست پذرفته اعذار من
پس اندر جهان هیچ معذور نیست
دعاییست در دست من، چون کنم؟
مرا چون جز این قدر مقدور نیست
هر آنچ آن صوابست نزدیک تو
دعاگو از آن مصلحت دور نیست
چو کام جهان از برم دور باد
دلم گر بدان خدمت آزور نیست
همه زلّتی هست در جای عفو
مگر شرک کان جرم مغفور نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن بیانگر احساسات عمیق شاعر در مورد قدر و مقام الهی است. او بر این باور است که هیچچیز در این جهان به اندازه درگاه الهی مهم نیست و پیروزی تنها از طریق طلب بخشش و رحمت خداوند حاصل میشود. شاعر به جلال و عظمت خداوند اشاره میکند و از این مینالد که در دنیای امروز، هیچکس نمیتواند بدون رحمت او گامی بردارد. او همچنین حسرت میخورد که آرزوهایش از او دور است و دعاهایش بیپاسخ میمانند. در نهایت، شاعر بر این نکته تاکید میکند که هر گناهی قابل بخشش است به جز شرک، و درخواست او این است که خداوند او را مورد عفو و رحمت قرار دهد.