نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

هر آن سعادت کاندر ضمیر افلاکست

نثار حضرت عالیّ مجد دینی باد

بزرگ و سرور و مخدوم و منعم و سیّد

که هم کریم نهادست و هم کریم نژاد

زنور نسبت او نقش مهر برخواند

بروز ابر و شب تیره کور مادر زاد

دعا و خدمت خادم قبول فرماید

گهی ز جستن برق و گهی ز جستن باد

لواعج شعف من بدان خجسته لقا

از آن گذشت که در نامه شرح شاید داد

غم فراقت ارچند می خورم پیوست

به انتظام آموزش همیشه هستم شاد

دمی ز ذکر معالیّ او نیم خالی

ندانم او ز من خسته هیچ آرد یاد

ز دست هجر بجان آمدم ،طریق وصال

خدای عزّوجل عن قریب سهل کناد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی آرزوها و دعاهایی برای سعادت و بزرگی شخصی است که به او ارادت دارد. شاعر از مقام و صفت‌های نیکو و کریم او سخن می‌گوید و از عشق و علاقه‌اش به او می‌نویسد. همچنین، شاعر به غم جدایی و دوری‌اش اشاره می‌کند، اما در عین حال خود را با ذکر خوبی‌ها و یاد آن شخص شاد نگه می‌دارد. نهایتاً، او از خدا می‌خواهد که راه وصل را آسان کند.