نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دوش خر بنده کرد پیشم یاد

کاسبک خواجه زندگی بتو داد

نیک دلتنگ گشتم از خبرش

که جوان بود و زیرک و استاد

گرچه غمگین شدم ز واقعه اش

گشتم الحق ازین یکی دلشاد

که شنیدم که او به وقت وفات

به وصیّت لب و دهان بگشاد

از جو و کاه و از جل و افسار

هر چه بد در وجوه خیر نهاد

در چنان وقت اینچنین توفیق

بهمه جانور خدای دهاد

واجیم گشت تعزیت نامه

به تو ای سرور کریم نهاد

عظم الله اجر اصطبلک

ز آنچنان بارگیر خوب نژاد

بر تو فرضست حق گزاری او

زانکه در خدمتت بسی استاد

مستحق تر ز اسب من نبود

گر وصیّت همی کند انفاد

هیچ تاخیر بر نتابد خیر

زود تعجیل کن که خیرت باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به علت مرگ یک خر که در خدمت او بوده است، ابراز اندوه می‌کند. او از جوانی و زیرکی این خر یاد می‌کند و اگرچه از فوتش ناراحت است، اما از اینکه خر هنگام وفات وصیت کرده و چیزهای خوب را یادآوری کرده است، خوشحال هم می‌شود. شاعر سپس به سرور خود توصیه می‌کند که به این خر احترام بگذارد و خواسته‌های او را برآورده کند، چرا که این خر در دوران زندگی‌اش خدمت‌های زیادی کرده و مستحق احترام است. او همچنین تاکید می‌کند که باید هرچه زودتر به این کار عمل شود.