نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای که از عدل تو هر مظلومی

داد بیدادگر آسان بستد

قابض تو که به تهدید و وعید

ارتفاع همه سیچان بستد

آب دهقانان یکباره ببرد

وز همه برزگران نان بستد

پخته و خام به مردم نگذاشت

حقّ و باطل همه یکسان بستد

چون جو و کاه صحرا برداشت

باقی از خانه گروگان بستد

بیل و دلو و رسن و پشماگند

با جوال و جل و پالان بستد

کلهاز فرق یتیمان بربود

پیرهن از تن عریان بستد

هر چه بد بستداز آن درویشان

تا طلاق زن ایشان بستد

بود منصف تر ازین نامعلوم

لشکر غزلکه خراسان بستد

ملک الموت بد آن قابض تو

که ز بس غصّه مراجان بتد

قدری جو که حوالت کردی

بنداد آن و دو چندان بستد

بود فرمان تو بروی به دو جو

این یکی چون بنداد آن بستد

آنچه گفتی که بده آن بنداد

و آنچه گفتی تو که مستان بستد

باسطی را بکمار ای خواجه

که جو از قابض نتوان بستد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و اعتراض نسبت به ظلم و ستمی پرداخته که بر مظلومان روا می‌شود. شاعر از عدالت الهی می‌خواهد که به فریاد مظلومان برسد و ظلم بیدادگران را متذكر می‌شود. او به سیه‌روزی و ناکامی زراعتکاران و برزگران اشاره می‌کند که به خاطر ظلم و بی‌عدالتی از حقوقشان محروم شده‌اند. همچنین، اشاره می‌کند به یتیمان و درویشان که از نعمت‌ها و دارایی‌های خود بی‌بهره مانده‌اند. در نهایت، شاعر خواستار آن است که کسی به یاری مظلومان بیاید و به ستمگرانی که همه چیز را به ناحق از آنها می‌ربایند، پایان دهد.